تبليغاتX
ذهن سیال
ذهن سیال
گفت وگوی بچه های فیزیکی دانشگاه امیرکبیر
گفت و گویی در مورد زمان

گفت گوي ژاك ووتيه استاد دانشگاه ورساي فرانسه با ترين خوان ذوان يكي از دانشمندان فيزيك كيهان

-          آيا زمان را به گونه ي يك دانشمند فيزيك نجومي مي نگريد يا ب صورت يك انسان معمولي؟

-         زمان يك مفهوم بسيار ژرف است و ما هنوز بسيار دور از آنيم كه بتوانيم تمام رازهاي آن را آشكار كنيم . چندگونه زمان وجود دارد. به مثابه ي يك انسان من زمان را به مفهوم رواني آن (پسيكولوژيك ) در مي يابم. اين زمان را ما چون آب رودخانه اي مواج مي يابيم كه موج هاي گذشته را از ما دور و خزاب هاي آينده را به ما نزديك مي كند.

 

گذشته به سر آمده ديگر تغيير يافتني نيست ، اما آينده هنوز مي تواند با كوشش هاي ما شكل بگيرد. ما اين گذار زمان و حركت آن را در تناسب با وجدان بي حرك و پابرجاي خود احساس مي كنيم و با وجود اين، گفتگو از زمان گذرنده براي يك فيزيك دان يا عالم فيزيك نجومي معنايي ندارد . ا مي پرسد كه اگر زمان حركتي دارد، سرعت اين حركت چيست؟بي ترديد پرسشي مبهم و دور از ذهن است.

از سويي نظريه ي نسبيت اينشتين مفهوم هاي سنتي و كلاسيك گذشته ر به كلي بر باد داده است و به ما آموخته كه گذشته ي يك شخص مي تواند زمان حال آدم ديگري باشد يا آينده ي يك شخص سوم.

براي يك فيزيك دان فرقي ميان گذشته و حال و آينده وجود ندارد:همه ي لحظه ها اهميت دارند. زمان فيزيكي نيازي به در حركت بودن ندارد . اين زمان جريان ندارد ، فقط آنجاست ، بي حركت چون خطي مستقيم كه در دو جهت به سوي بينهايت دراز شده است .

-          آيا مي توانيد براي ما از پيكان زمان صحبت كنيد؟

-         آري. اين مسئله ي جهت و مسير زمان است . پيش از اين با شما از" زمان رواني" كه هميشه به جلو مي رود، صحبت كردم . كودك زاده مي شود، به بلوغ مي رسد، سالخورده مي شود و مي ميرد . هيچ كس نمي تواند سير "زمان رواني" را متوقف يا واژگون سازد. اين مسير بي بازگشت است .

اين "بي بازگشتي" را در دنياي قابل رؤيتي ك بر گرد ماست و نظم ان بر عهده ي چيزي است كه "زمان ترموديناميك" نام دارد ، نيز مي توان يافت.

ترموديناميك دانشي است كه خواص و ويژگي هاي گرما را مطالعه مي كند. در دنياي قابل رؤيت يا  دنياي ماكروسكوپيك (دنياي خارج از وجود خود ) وقاع فقط در يك جهت اتفاق مي افتند.

يك فنجان چاي داغ را كه روي ميز به حال خود بگذاريم، سرد مي شود.كليسايي كه به حال خود رها شود ويرانه مي گردد. ليواني كه به زمين مي افتد هزار خرده مي شود و... اين رويدادها و رويدادهاي بسيار ديگر زندگي روزانه مسير و جهت زمان را در خود دارند . شما هرگز شاهد آن نخواهيد شد كه فنجان چاي خودبه خود گرم شود ، ويرانه هاي كليسا باز با هم تركيب شوند و آن را دوباره بسازند و يا خرده هاي ليوان دوباره ليوان شوند.

جهت و مسير زمان ترموديناميك تابع عاملي است كه آن را "اصل ترموديناميك " مي نامند،بدين معني كه بي نظمي(آنتروپي) پيوسته رو به افزايش مي رود.همه ي چيزها رو به انحطاط دارند و به مرور زمان ضايع مي شوند.خانه ها خراب و گل ها پژمرده مي شوند.

زمان ترموديناميك در همان زمان رواني(پسيكولوژيك) حركت مي كند:به سوي تباهي و مرگ.

به من خواهيد گفت كه اصل رو به بي نظمي گذاشتن در تضاد با تحول كيهاني است كه از بيگ بنگ آغاز گشته و به ما رسيده است، يعني از يك حالت آشفتگي شروع كرده و به اين وضعيت فوق العاده سامان يافته و به نظمي رسيده است كه همان مغز ماست و قادر است شكوه و عظمت كائنات را دريابد و پيرامون اصل و مبدا آن و تاريخ پيدايش آن پرسش هايي مطرح كند.

پاسخ اين است: اصل وم ترموديناميك نمي گويد كه در كائنات نظمي برقرار نمي شود اما مي گود كه براي جبران اين نظم و ترتيب ، بي نظمي بزرگتر به دنبال مي آيد . به عنوان مثال براي آنكه زندگي بر روي زمين آفريده شود انرژي خورشيد لازم است . اما خورشيد كه روشنايي گرم خود را در سردي فضاي ميان ستاره اي مي پراكند، آشفتگي و بي نظمي پديد مي آورد و اين بي نظمي بالاتر از نظم و ترتيب لازم براي ظهور حيات و پيدايش تعقل است، تا آنجا كه ترازنامه ي نهايي ، افزايش آشفتگي را نشان مي دهد.

زمان، جهت و مسير سومي نيز دارد كه نتيجه و حاصل گسترش كائنات است . اين مسير همان "زمان كيهاني" است كه جهت آن تابع اين اصل است كه كائنات از كوچك تر به بزرگ تر مي رود و كهكشانها بيش ش از پيش از يكديگر دور مي شوند.

رابطه ي ميان "زمان هاي كيهاني" ، "رواني" و "ترموديناميك " به درستي دريافته نشده اند و پرسش ها برجاست.

ما هنوز نمي دانيم كه آيا گسترش كائنات ابدي يا دائم است. فرض كنيم آنقدر ماده وجود داشته باشد كه بتواند حركت گسترشي را واژگونه كند و كهكشان ها به جاي دور شدن از يكديگر  به هم نزديك شوند.آيا زمان كيهاني جهت و مسير خود را وارونه خواهد كرد ؟

 زمان ترموديناميك چه؟ آيا توده سنگ هاي شكسته و پراكنده به آن كليساي باشكوه تغيير شكل خواهد داد؟ 

و زمان رواني چه؟ آيا مغز ما بيش از آنچه خاطره ي گذشته را در خود داشته باشد،آينده را به ياد خواهد داشت؟ و اگر تمام فراگردهاي مغزي وارونه شده باشند، آنوقت ساكنان كائناتي كه در حال انقباض است خود را در يك كائنات در حال گسترش گمان نخواهد كرد؟ اين پرسش ها در حال حاضر بي پاسخ مانده اند.

من تا اينجا براي شما از سه زمان صحبت كرده ام كه هم جهت و هم مسيرند و در يك سو حركت مي كنند:"زمان رواني كه مغز ما را اداره مي كند ،"زمان ترموديناميك " كه دنياي بيرون ما را در اختيار دارد و "زمان كيهاني" كه كائنات را سامان مي دهد... اينك" زمان فيزيكي" را براي شما توضيح مي دهم كه دنياي خرده هاي تشكيل دهنده ي ماده (پرتيكول ها)را در اختيار دارد . اين زمان در مقياس ذره اي (ميكروسكوپيك)ديگر يك سويه نيست. دوپروتون به سوي هم مي روند با هم برخورد مي كنند و از هم جدا مي شوند . فيلم رويدادها را وارونه كنيد، صحنه ها همان خواهد بود . از آنجا كه در قانون هاي فيزيك ذره اي پيكان زمان جايي ندارد،رويدادها كاملاٌ بازگشت پذيرند.

در اينجا بايد از يك استثناي كوچك صحبت كنم كه مربوط به تغيير حالت پرتيكولي است به نام كائون كه در كمتر از يك درصد مواد بي بازگشت است و نشانه اي است از يك پيكان «كوچك» زمان. ليكن اين استثنا چندان اهميتي ندارد زيرا در ميان هزاران پرتيكول ، كائون تنها خرده اي است كه داراي اين حالت بي بازگشتي است . از سوي ديگر كائون در ماده اي كه كهكشان و ما را ساخته است حضور  ندارد و فقط در برخوردهاي شديدي كه در ماشين هاي شتاب دهنده اتفاق مي افتد، ظاهر مي شود.

اين را كه چرا "زمان فيزيكي" در مورد پرتيكول هاي اصلي حالت بي بازگشتي خود را از دست مي دهد، مطلبي است كه هنوز هيچ كس نمي داند.

 

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 13:15