اینکه انسان ها برای فعالیت های خود، زمان را بیشتر با توجه به خورشید، درک می کردند، سابقه ی طولانی ای دارد اما نمی توان گفت که استفاده از تقسیم بندی های ریزتر زمان، (ساعت، دقیقه و..)مفهوم جدیدی است. می توان گفت که این تقسیم بندی ها بیشتر معلول زندگی اجتماعی انسان ها می باشد.در واقع مفهوم ساعت، حتی اگر همیشه به صورت مفهوم کنونی نبوده ، اما از هزاران سال پیش وجود داشته است.
بابلیان در 4 تا 5 هزار سال پیش یک شبانه روز را به 6 قسمت مختلف تقسیم کرده بودند.
آنها 3 وقت را از طلوع تا غروب خورشید و 3 وقت دیگر را از غروب تا طلوع دوباره ی خورشید در نظر گرفته بودند. سپس هر یک از این وقت ها را کوتاه تر کردند. به این ترتیب که برای روز 6 وقت و برای شب 6 وقت را مشخص کردند. در نتیجه یک شبانه روز 12 وقت مختلف داشت که هر یک تقریباً معادل 2 ساعت بود. (البته به تناسب فصل ها این وقت ها متفاوت بود، زیرا محاسبه ی بابلیان بر اساس طول مدت شب و روز انجام می گرفت.) مصر باستان نیز همین شیوه را برای تنظیم وقت در نظر گرفته بود.
اما منجمین تنها به مطالعه و بررسی حرکت های ظاهری ستاره ها اکتفا نکردند و برای هر چه دقیق تر کردن محاسبات خود ، زمان را به واحدهای کوچک تری تقسیم کردند و اینگونه بود که 12 تقسیم بندی شبانه روز به 24 تقسیم بندی تبدیل شد.
این واحدها کوچک اندازه گیری زمان همان ساعت است که به همان صورت تا امروز باقی مانده است.کلمه ی hourیا heure به معنی ساعت از کلمه ی ( hora) اورا در زبان لاتین گرفته شده است و ریشه ی خود کلمه ی اورا نیز از زبان یونانی و به معنی هر نوع تقسیم بندی زمان است، بی آنکه وقت مشخصی مانند سال یا فصل یا ساعت را در نظر بگیریم.
یونانی ها نیز مانند رومی ها ساعت ها را به خدایان مختلف نسبت می دادند. آنان را، یاران اورور، خدای سحر می دانستد.
اما به راستی چرا باید روز را به 6 یا 12 و یا 24 قسمت مختلف تقسیم کرد؟چرا این تقسیم بندی 10 تایی نیست، همانطور که شمارش ده تایی داریم؟ چرا ساعت از سیستم متریک استفاده نمی کند؟آیا این طور خیلی ساده تر نبود؟
دولت فرانسه شیوه ی شمارش زمان به صورت 10 تایی را ، پس از انقلاب کبیر فرانسه ، به مردم پیشنهاد کرد. به این ترتب مدت 12 سال در فرانسه(از ماه نوامبر 1973) "ساعت جمهوری" برقرار گرید. درنتیجه شبانه روز به 10 قسمت مساوی از نیمه شب تا نیمه شب بعدی ، تقسیم شد. هر یک از این 10 ساعت نیز به نوبه ی خود به 10 قسمت و .. تقسیم بندی شد. این فکر زیاد هم نامعقول به نظر نمی رسید اما در نهایت سنت قدرت خود را نشان داد و مجدداً همان روش پیشین مورد استفاده قرار گرفت.
اما چرا 24؟
دلیل آن ساده است: ستاره شناسان بابلی شمارش 10 تایی نداشتند، بلکه مبنای شمارش آنها عدد 60 بود.
آنها سال را به دایره ای تشبیه کردند که شامل 360 روز بود. این دایره ی 360 درجه ای به 6 قسمت 60 درجه ای تقسیم می شد . و از آنجا دایره ی دیگری را روز نامیدند و آن را به 6 قسمت دیگر تقسیم کردند ، چون به عقیده ی آنها خورشید در یک روز یک دایره ی کامل را تشکیل می داد. سپس همانطور که گفته شد این 6 قسمت به 12 قسمت و سپس به 24 قسمت مانند آنچه که امروز متداول است، برای دقت بیشتر تقسیم شد.
حال چرا یک ساعت به جای اینکه به 60 قیقه و 60 ثانیه تقسیم شود، به 100 دقیقه و 100 ثانیه تقسیم نشده است و یا اصولاً چرا از اعداد دیگری استفاده نشده؟
دلیل آن همان سیستم شمارش بابلیان( که مبنای شمارش 60 دارند) می باشد که به وسیله یونانی ها و رومی ها تا به امروز استفاده شده و به دست ما رسیده.
ریشه ک کلمه ی minute به معنی دقیقه در لاتینminuta و به معنی ریز و خرد است.زیرا دقیقه کوچک و خرد هم به نظر می رسد.
وقتی دقیقه به نوبه ی خود به 60 قسمت بسیار کوچک تر تقسیم شد، این واحد جدید اندازه گیری (second) ثانیه نام گرفت چون در واقع نتیجه ی دومین تقسیم بندی ساعت بود.
اخیراً ثانیه نیز به نوبه ی خود به واحدهای بسیار کوچک تری تقسیم شده است . اما این بار تقسیم بندی بر حسب سیستم اعشاری است . تقسیمات بیشتر به صورت یک دهم، یک صدم، یک هزارم، یک میلیاردیم و یا یک نانو ثانیه انجام گرفته است. این زمان های بسیار کوچک مدت انجام برخی عملیات در درون کامپیوتر و یا در داخل مغز انسان است.
و اما چرا یک سال 12ماه است؟
در زبان فرانسه کلمه ی ماه سال=le mois و ماه آسمان=la lune ارتباطی با هم ندارند. اما در زبان انگلیسی، برعکس فرانسه، این دو کلمه بسیار به هم نزدیک هستند(ماه سال =month و ماه آسمان=moon ) در زبان آلمانی نیز بین دو کلمه ی ماه سال=monat وماه آسمان=mond مانند بعضی زبان های دیگر احساس می شود. که در فارسی برای هردوی این تعاریف یک کلمه وجود دارد:ماه.
ریشه ی تمامی این کلمات در هر سه زبان فرانسه و انگلیسی و آلمانی یکی است و آن me است که از واژه های هندواروپایی و به معنی ماه آسمان است. واژه شناسان معتقدند که کلمه ی mesurer به معنی اندازه گرفتن هم از همین ریشه گرفته شده است. پس آیا به راستی ماه بهترین سیاره برای اندازه گیری زمان نیست؟
چون دنبال کردن تغییرات ظاهری و گردش ماه بسیار ساده است، بنابراین واحد اندازه گیری بسیار خوبی به شمار می آید. بسیاری زا تقویم های اولیه بر اساس گردش ماه تنظیم شده است . یک سال یه 12 ماه و بر حسب گردش ماه تنظیم می شد زیرا در یک سال خورشیدی ، تقریباً 12 گردش یا دور ماه وجود دارد.