تبليغاتX
ذهن سیال
ذهن سیال
گفت وگوی بچه های فیزیکی دانشگاه امیرکبیر
فيثاغورثيان و اعداد

فیثاغورسیان اعداد زوج را به منزله ی اعداد قابل حل ، مونث و خاکی تلقی می کردند و اعداد فرد برایشان غیر قابل حل و مذکر بودند و ماهیتی آسمانی داشتند.

هر عدد با صفتی انسانی مشخص می شد:

"یک" نماینده ی عقل بود، زیرا تغییر ناپذیر بود،

"چهار " علامت عدالت بود ، زیرا اولین مجذور کامل و حاصلضرب دو عدد مساوی بود،

"پنج" نماینده ی ازدواج بود زیرا از اتحاد اولین عدد مونث و اولین عدد مذکر تشکیل شده بود(یک به عنوان عدد فرد تلقی نمی شد، زیرا آن را سرچشمه ی همه ی اعداد می دانستند).

 

در اساطیر چین نیز نظایر جالب توجهی پیدا می شود:

اعداد فرد نشانه ی سفیدی و روز و خورشید و آتش بودند و اعداد زوج نشانه ی تاریکی و شب و سرما و ماده و آب و زمین.

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 9:13
عدد

یکی از اشکال بی معنی عدد شناسی که بسیار نیز متداول گردیده بود، علم حروف بود.

مثال ها متعددی از علم حروف در اساطیر یونان یافت می شود:

نام قهرمانانی مانند پارتوکلوس ، هکتور و آشیل به ترتیب برابر با87، 1225و 1276 است و تفوق آشیل بر سایرین را به همین امر نسبت می دادند.  

شاعری که می خواست یکی از دشمنانش به نام تاماگوراس را ناراحت کند، ثابت کرد که این کلمه هم ارز کلمه ی لویموس، که نوعی طاعون است، می باشد.

در الهیات مسیحی علم حروف برای تفسیر گذشته و پیشگویی آینده به کار رفته است.

شماره ی جانور وحشی در کتاب مکاشفه ی یوحنا، 666 است که دارای معنای خاصی است. در مذهب کاتولیک، جانور وحشی را ضد مسیح یا دجال می دانستند.  یکی از حکمای الهی آنها به نام پتربونگوس که در دوران لوتر زندگی می کرد، کتابی 700 صفحه ای درباره ی عدد شناسی نوشته است.  نویسنده با توجه به اینکه عدد666 هم ارز با اسم لوتر است، قسمت اعظم این اثر را به عدد666 اختصاص داده و از اینجا به این نتیجه ی آشکار رسیده که لوتر همان ضد مسیح(دجال) است.  

در جواب او، لوتر عدد 666 را به منزله ی پیش بینی طول عمر دستگاه پاپی تفسیر کرده و از اینکه عمر این رژیم زیاد نخواهد پایید، اظهار خوشحالی کرده بود.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 12:52
از اونجا که فیزیک با ریاضی یه رابطه ی عمیق داره و نمی شه اون رو نادیده گرفت می خوایم از این به بعد بعضی از  مطالب که شاید بیشتر به ریاضی مربوط بشن رو هم مطرح کنیم:

در هفت روز هفت کاهن با هفت شیپور شهر اریحا را به تسلیم واداشتند و در هفتمین روز، هفت بار شهر را دور زدند.

چهل شبانه روز باران ادامه داشت که طوفان بزرگی به پا کرد.

چهل شب و چهل روز موسی با یهوه در کوه سینا گفتگو کرد.

چهل سال فرزندان اسرائیل در بیابان سرگردان بودند.

شش و هفت و چهل، اعداد نحس عبیر بودند و دین مسیح هفت را به ارث برد:

هفت گناه کبیره، هفت فضیلت، هفت روح خدا، هفت شادی مریم عذرا، هفت شیطان رانده شده از وجود مریم مجدلیه.

بابلی ها و ایرانی ها شصت و مضارب ان را ترجیح می دادند:

خشایارشاه هلس پونت (تنگه ی داردانل) را با سیصد تازیانه تنبیه کرد و داریوش فرمان داد تا آب رود گوندس سیصد و شصت کانال بیاندازند و در بیابان پراکنده کنند، زیرا یکی از اسب های او در رودخانه غرق شده بود.

پوانکاره می گوید:ارزش های مذهبی با طول و عرض جغرافیایی تغییر می کنند؛ در حالی که می بینیم 3و7و10و13و40و60، مورد نظر خاص بودند، عملاً می بینیم که هر یک از اعداد در جاهای مختلف و دوره های متفاوت، مفهوم مقدس و مرموزی داشته اند.  مثلاً بابلی ها به هر یک از خدایان خود عددی کمتر از 60 وابسته می کردند و این عدد مرتبه ی آن خداوند را در سلسله مراتب آسمانی نشان می داد.  

جالب توجه اینکه فیثاغورسیان نیز نظیر بابلی ها عدد را می پرستیدند، چنین می نماید که آنها به خاطر اینکه با فراموش کردن عددی ، آن را نرنجانند، به اغلب اعداد کمتر از 50 ، منزلتی الهی نسبت می دادند.    

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 11:5