تبليغاتX
ذهن سیال
ذهن سیال
گفت وگوی بچه های فیزیکی دانشگاه امیرکبیر
1908

لیپمانLippmann,G.                                                                                    

در سال 1908 به خاطر طریقه ای که تولید عکاسی رنگی بر مبنای پدیده ی سطوح متداخل اختراع کرد، برنده ی جایزه ی نوبل شد.

لیپمان، گابریل

ملیت: فرانسوی

تولد:6 اوت 1845،هوله ریش ،لوکزامبورگ،فرانسه

فوت:16 ژوئیه 1921 در دریا

لیپمان در آغاز به اکول نورمال وارد گردید، اما علی رغم استعداد نبوغ آمیز و امید درخششی که در کارهای تجربی از او می رفت، در امتحانات موفق نشد.

در هایدلبرگ تحت تاثیر و نفوذ کیرشهف، به تحقیق درباره ی موضوعی پرداخت که وی را مجذوب کرد:الکترو کاپیلاریته یا مویینگی الکتریکی.

در 1883 به استادی فیزیک تجربی در سوربون برگزیده شد و در 1886 مدیری ازمایشگاه های تحقیقاتی فیزیک به او محول گردید.(سمتی که تا آخر عمر بر عهده داشت)

لیمپان روشی در عکاسی رنگی کشف کرد که بر این فرضی استوار بود که نور منعکس شده از یک صفحه ی صاف ، بسته به میزان بسامد، می تواند سطوحی متداخل با خصوصیاتی متمایز از آن صفحه ایجاد کند.

لیمپان تعدادی اسباب مفید ساخت:یک گالوانومتر بی تعادل، یک لرزه نگار بدیع، و رصدی که از طریق آن برای نخستین بار مشاهده ی بخشی از آسمان برای مدتی طولانی ممکن شد. او همچنین الکترو مویین را اختراع کرد که وسیله ای بود برای اندازه گیری ولتاژهای بسیار جزیی و در ماشین های الکتروکاردیوگرافی اولیه به کار می رفت.

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 16:53
1907

مایکلسنMichelson,A.A.                                                                            

در سال 1907 به خاطر اختراع اسباب های دقیق نور شناختی و طیف سنجی و هواشناسی و تحقیقاتی که با کمک آنها انجام داد، برنده ی جایزه ی نوبل شد.

مایکلسن، آلبرت آبراهام

ملیت:آمریکا

تولد:19 دسامبر 1825،استرلنو،پروس(اکنون استرز لنو،لهستان)

فوت:9 مه 1931،پاسادانا،کالیفرنیا

مایکلسن از آکادمی نیروی دریایی آمریکا در رشته ی ریاضیات فارق التحصیل شد و در سال های 1875-1879 در همان جا تدریس کرد.پس از مسافرتی گسترده در اروپا و ایالات متحده، به استادی فیزیک در مدرسه ی علوم کاربردی کیس، در کلیولند،اوهایو،منصوب شد(1883-1891) در 1892 به عنوان رئیس دانشکده ی فیزیک دانشگاه شیکاگو ، به هیئت استادان آن دانشگاه پیوست.

مایکلسن نخستین فیزیک دان آمریکایی است که به دریافت جایزه ی نوبل نایل شد.

با تعبیه ی اسبابی که "تداخل سنج"نامیده می شد و خود ساخته بود، از طریق اندازه گیری دقیق سرعت نور، مشارکتی بنیادی در فیزیک نوین به عمل آورد.

او همچنین اثبات کرد که این نظریه که امواج نوری از طریق "اتر"در فضا جریان دارند، بی اعتبار است.

آزمایش هایی که با ادوارد دبلیو مورلی ، انجام داد، در تاریخ علم شهرت خاصی دارد و مبانی کارهای بعدی آلبرت اینشتین در نظریه ی نسبیت بود. اینشتین مستقیماً از نتایج آزمایش های مایکلسون بهره گرفت و این نظر را که سرعت نور ثابت است به عنوان پایه ی فرضیه ی خود قرار داد.

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 13:4
1906

تامسونThamson,J.J.                                                                                 

در سال 1906به خاطر اهمیت فوق العاده ی بررسی های نظری و تجربی در زمینه ی رسانش الکترکی گازها ،برنده ی جایزه ی نوبل شد.

تامسون،سرجف جان

ملیت:بریتانیایی

تولد:18 دسامبر 1865،منچستر

فوت:30 اوت 1940،کمبریج

تامسن در ترینیتی کالج،کمبریج، تحصیل کرد و از سال 1882 به هیات استادان ریاضی همان کالج پیوست. از 1884 تا 1919 متصدی کرسی کاوندیش فیزیک تجربی در کمبریج بود. او بعد از لرد رالی به این سمت منصوب شد. پسرش،ج.پی. تامسون، نیز در سال 1937 برنده ی جایزه ی نوبل شد.

تامسن در زمینه ی تخلیه ی برق در گازهای رقیق تحقیقات عمیقی کرد. آزمایش های او به این نتیج انجامید که جریان در این تخلیه ها از ذرات باردار ناشی می شود که به صورت مثبت و منفی از تجزیه ی ملوکول های شیمیایی گاز پدید می آید.

او مختصات امواج الکتریکی را با اندازه گیری جرم آنها معین کرد، و کشف کرد که واحدی پایه ای تر از اتم شیمیایی ، یعنی اتمی از الکتریسیته ی خالص ، وجود دارد، که بعداً الکترون نامیده شد.تامسن برای پیشبرد این کشف و استفاده از آن در اندازه گیری جرم ها، انرژی ها، و بارهای الکتریکی دیگر امواج جاری در جریان های الکتریکی درون گازها کوشید. این تحقیق او به خصوص از این جهت که نظریه هسته ای و نیز ساختار اتمی را پیش بینی می کرد، حایز اهمیت بود.کارهای او مقدمه ی وسیله ای بود که اکنون طیف سنج جرمی نامیده می شود، و در نفت و تکنولوژی های دیگر کاربرد وسیع دارد.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 14:50
1905

لنارد                 Lenard,P.E.A               

به خاطر کارش در زمینه ی اشعه ی کاتودی در سال 1905 برنده ی جایزه ی نوبل شد.

لنارد،فیلیپ ادوارد آنتوان

ملیت:آلمانی

تولد:7 ژوئن 1862،پرسوبرگ،مجارستا

فوت:20 مه 1947،مسهلاوزن،آلمان

لنارد در بوداپست،وین،برلن و هایدلبرگ، در رشته ی فیزیک تحصیل کرد. او که شاگردبونزن(روبرت ویلهلم)بود، در 1886 از دانشگاه هایدلبرگ درجه ی دکتری گرفت و در دانشگاه های بن،برسلاو(لهستان)،اکس-لا-شاپل، هایدلبرگ و کیل تدریس کرد.تحقیقات لنارد در زمینه ی اشعه ی کاتودی بود و بسیاری از خواص آن را نیز کشغ کرد.

کار او در پیشبرد الکترونیک و فیزیک هسته ای تاثیر فراوان داشت.

پرتوهای فرابنفش در برخورد با بعضی فلزات باعث گسیل الکترون می شوند . این پدیده "اثر فتوالکتریک"است. در 1922 لنارد نشان داد که این اثر فقط وقتی اتفاق می افتد که نور، زیر طول موج بحرانی باشد. سرعت الکترون با کاهش طول موج، افزایش می یابد،اما از شدت نور  مستقل است، و افزایش شدت نور فرودی، باعث تولید تعداد بیشتری از الکترون های گسیلنده می شود. او ثابت کرد که پرتوهای کاتودی همان باریکه ی الکترون ایجاد شده از برخورد فوتون ها با سطح فلز هستند. تحقیقات پردامنه ی او همچنین بررسی نور فرابنفش،رسانندگی الکتریکی شعله ها و فسفرسانی را دربر می گرفت.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 9:22
1904

رالی     Rayleigh,J.W.    

در سال 1904به خاطر تحقیقاتش در زمینه ی چگالی مهمترین گازها و نیز به خاطر کشف آرگون در ارتباط با آن تحقیقات، برنده ی جایزه ی نوبل شد.

رالی،لرد جان ویلیام استروت

ملیت:بریتانیایی

تولد:12 نوامبر 1842 ،لانگفردگرو،اسکس،انگلستان

غوت:30 ژوئن 1919، ترلینگ پلیس،اسکس

رالی در ترینیتی کالج، کمبریج، آموزش دید.در1879 ، به جای جیمز ماکسول، بر کرسی کاوندیش برای فیزیک تجربی در دانشگاه کمبریج تکیه زد و در 1908 به ریاست دانشگاه رسید.رالی چگالی جو زمین(اتمسفر) و گازهای سانده ی آن را با چنان دقتی اندازه گرفت که به کشف آرگون و دیگر گازهای بی اثری که با یکدیگر خانواده ای جدید و ناشناخته از عناصر شیمیایی را تشکیل می دهند، رهنمون شد.

با این حال ، این فیزیک دان انگلیسی بیشتر به خاطر کارهای کلاسیکش در زمینه ی صدا، نور و برق مشهور است. رالی در کمبریج در زمینه ی واحدهای الکتریکی مقاومت، جریان و الکتریسیته تحقیق کرد. دامنه ی تحقیقاتش شامل کشش سطحی و تابش جسم سیاه نیز بود.

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 11:35
1903

بکرل                                     Becquerel,A.H.

برنده ی جایزه ی نوبل سال 1903 به خاطر خدمت فوق العاده اش در کشف رادیواکتیویته ی خود به خود.

بکرل، آنتوان هانری بکرل

ملیت:فرانسوی

تولد:15 دسامبر 1852،پاریس

فوت:25 اوت 1908 ،لوکروازیک

هآنری بکرل در پاریس و در خانواده‌ای اهل علم زاده شد. تحصیلات خود را در پلی‌تکنیک پاریس و مدرسه پل‌ها و راه‌ها (پونز-اِ-شوسه) به‌پایان رساند. در ۱۸۹۲ به کرسی استادی در موزه ملی تاریخ طبیعی پاریس انتخاب شد. او سومین نفر از خانواده بکرل بود که به این سمت برگزیده می‌شد.

بکرل  که عمدتاَ در مدرسه ی پلی تکنیک آموزش دید ، همان جا در سال 1895 استاد فیزیک شد.

در1896 در حالی که درباره ی ظرفیت اشعه ی ایکس باری ایجاد فلئورسان(نور قابل رویت) تحقیق می کرد، به کشف رادیوآکتیویته نائل شد. او دریافت که کریستال های سولفات پتاسیوم باعث متاثر شدن صفحه ی عکاسی می شود(حتی وقتی که هم بلورها و هم صفحه های ظهور عکاسی در تاریکی مطلق باشند).نورآفرینی این نمک ها وقتی نور خورشید برانگیزنده ی آنان گرفته شود، از بین می روند. بکرل از آزمایش ترکیبات ضد نور اورانیوم نیز به نتایج مشابهی رسید و در نتیجه وجود رادیوآکتیویته را ثابت کرد.

 

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 11:46
1902

لورنتس و زیمان                                            Lorentz, H.A. &   Zeeman,P  

برندگان جایزه ی نوبل 1902 به خاطر خدمات فوق العاده ای که با تحقیقات خود به کشف اثر میدان مغناطیسی بر طیف نوری انجام دادند.

 

لورنتس ،هندریک آنتون

ملیت:هلندی

تولد 18 ژوئیه ی 1853، آرنم، هلند

فوت:4 فوریه ی 1928 ، هائورلم، هلند

 

زیمان، پیتر

ملیت:هلندی

متولد 25 مه 1865،زونه مر،هلند

فوت:9 اکتبر 1943 ، آمستردام

 

لورنتس در دانشگاه های آرنم و لیدن آموزش دید و درجه ی دکترای خود را در 1875 در 22 سالگی از دانشگاه آرنم دریافت کرد. او در شمار استادان رشته ی فیزیک نظری در دانشگاه لیدن بود و تا بازنشستگی در همان جا باقی ماند.

زیمان در دانشگاه لیدن تحصیل کرد و درجه ی دکترای خود را در 1893 گرفت. او شاگرد کامرلینگ اونس ، برنده ی جایزه ی نوبل( 1913) بود.

نظریه ی ماکسول در مورد خصلت الکترومغناطیس بودن نور باعث شده بود که بسیاری از دانشمندان در تلاش کشف اثرات احتمالی میدان های مغناطیسی بر نور باشند.

زیمان که در 1896 در آمستردام به تحقیق مشغول بود، طیف شعله ی سدیمی را که در یک میدان مغناطیسی قوی قرار داشت، با توری مقعر رولاند(concave Rowland grating ) بررسی کرد و به واقع دریافت که میدان مغناطیسی باعث تجزیه ی طیف به چند خط شد.این آزمایش با آنچه که استاد او ،لورنتس، در نظریه ی کلاسیک خود درباره ی نور و ارتعاش الکترون ها در اتم گفته بود ، هماهنگی داشت.

لورنتس که از بزرگترین فیزیک دانان نظری بود، درباره ی پدیده ای که به اثر زیمان معروف شد، توجیهاتی عالی عرضه کرد که از گام های اساسی در پیشبرد فیزیک نظری بود.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 15:26
نوبل 1901

Rontgen,W.K.

رونتگن

به خاطر خدمات فوق العاده اش در کشف اشعه ای که به نام خود وی نام گذاری شد.(يا اشعه ی ایکس) جايزه ي نوبل 1901 را دريافت كرد.

رونتگن، ویلهلم کونراد

ملیت:المانی

تولد 27 مارس 1845 له نپ ،پروس(اکنون در رمچید آلمان)

فوت:10 فوریه 1923 مونیخ

رونتگن از کسانی بود که مدرسه را در نیمه ی راه رها کرده و بدین ترتیب فاقد تحصیلات رسمی دانشگاهی بود. در پلی تکنیک زوریخ در مهندسی آموزش دید و در 1895 به هیئت استادان دانشگاه وورزبرگ پیوست. وی به شدت تحت تاثیر آوگوست کنت قرار داشت.

رونتگن اشعه ی ایکس(چون در ابتدا این اشعه ناشناخته بود، آن را اشعه ی ایکس نامیدند) را در 1895 کشف کرد و بسیاری از خواص آن را بررسی نمود.

این کشف مظهر برآمدن عصر فیزیک جدید بود و تشخیص و معالجات پزشکی را به شکلی انقلابی دگرگون ساخت. تحقیقات او در شناخت اتم و هسته های آن نقش برجسته داشت و مستقیماً در کشف رادیو اکتیو موثر بود.

امروزه اشعه ی ایکس در بسیاری از رشته های علمی و صنعتی کاربرد گسترده دارد و بسیاری از کشفیات بزرگی که تا کنون برنده ی جایزه ی نوبل شده اند، بر شناخت اشعه ی ایکس پایه داشته اند.

رونتگن در زمینه ی پدیده های الکتریکی نیز بررسی های عمیق کرد و بر شناخت آهنگ گرمای ویژه گازها تاثیر فراوان داشت.

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 10:54
E=mc2دست نوشته ی اینشتین
|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 14:58
البرت اینشتین

اگر نظریه ی نسبیت درست باشد، آلمانی ها مرا آلمانی خواهند خواند،

سوییسی ها به من خواهند گفت شهروند سوییسی، و

فرانسوی ها مرا یک دانشمند بزرگ خواهند خواند.

اگر نسبیت غلط باشد،

فرانسوی ها خواهند گفت سوییسی،

سوییسی ها خواهند گفت آلمانی،و

آلمانی ها مرا یهودی خواهند خواند.

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 11:56
نامه ی پدر اینشتین
آلبرت انيشتن پس از آن که موفق نشد به خاطر نمرات نه چندان درخشانش آن حرفه ی دانشگاهی را که از نوجوانی آرزو میکرد به دست آورد، بسيار افسرده شده بود.
پدرش که از افسردگی فرزند رنج می برد، نامه ای به شرح زير برای ويلهلم اُسوالد، استاد دانشگاه لايپزيگ فرستاد، تا او را قانع کند فرزندش را به عنوان دستيار بپذيرد:

April 13 1901
Professor Willhel, Ostwald
University of Leipzig
Leipzig, Germany



Esteemed Herr Professor!
Please forgive a father who is so bold as to turn to you, esteemed Herr Professor, in the interest of his son.
I shall start by telling you that my son Alber is 22 years old, that he studied at the Zurich Pilytechnikym for 4 years, and that he passed his diploma examinations in mathematics and pysics with flying colors last summer. Since then, he has been trying unsuccessfully to obtain a position as Assistant, which would enable him to continue his education in theoretical and experimental physics. All those in position to give a judgment in the matter, praise his talents; in any case, I can assure you that he is extraordinarily studious and diligent and clings with great love to his science.
My son therefore feels profoundly unhappy with his present lack of position, and his idea that he has gone off the tracks with his career and is now out of touch gets more and more entrenched each day. In addition, he is oppressed by the thought that he is a burden on us, people of modest means.
Since it is you, highly honored Herr Professor, whom my son seems to admire, and esteem more than any other scholar currently active in physics, it is you to whom I have take the liberty of turning with the humble request to read his paper published in the Annalen fur Physick and to write him, if possible, a few words of encouragement, so that he might recover his joy in living and working.
If, in addition, you could ensure him an Assistant's position for now or the next autumn, my gratitude would know no bounds.
I beg you once again to forgive me for my impudence in writing to you, and I am also taking the liberty of mentioning that my son does not
know anything about my unusual step.
I remain, highly esteemed Herr Professor, your devoted
Herman Einstein



برای خواندن ترجمه و نتیجه ی این نامه ادامه ی مطلب را بخوانید...

|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 11:35
آنگستروم

فیزیک دان سوئدی

آندرسون یونس آنگستروم در لوگدو متولد، از دانشگاه اوپسالا فارغ التحصیل و آنگاه در این دانشگاه به تدریس فیزیک و نجوم سرگرم گردید.

پیش از کیرشهف اعلام کرد که هر گاز همان طول موج های نوری را جذب می کند که بر اثر حرارت می تواند آنها را گسیل کند.در 1861 طیف خورشید را از این جهت مطالعه کرد و وجود هیدروژن در خورشید را اثبات نمود و در آن طول موج خطوط طیفی را با دقت بسیار معین ساخت.برای صحت و دقت بیشتر در اندازه گیری طول موج ها واحد خاصی (یک صد میلیونیوم سانتی متر)را اعلام کرد که امروزه به آن واحد، آنگستروم گوییم.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 11:16