تبليغاتX
ذهن سیال
ذهن سیال
گفت وگوی بچه های فیزیکی دانشگاه امیرکبیر
؟
                                باز هم با سوال های ذهن سیالی آمدیم:

تخم مرغ خام از تخم مرغ پخته چه جوری تشخیص داده می شه؟

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 11:59

فرض كنيد زنداني شده ايد و سخت در عذاب هستيد. مسولان زندان راهي براي آزاد شدن شما پيش پايتان قرار مي دهند و شما بايد از اين فرصت حداكثر استفاده را بكنيد؛‌ زيرا آخرين شانس رهاييتان است.

آنها به شما مي گويند:

 

دو ظرف بزرگ  كاملاً‌ يكسان داريم. درون هر يك از اين ظرف ها تعداد بسيار زيادي مهره وجود دارد. ظرف اول مهره هاي سفيد و ظرف دوم مهره هاي سياه.

چشمت را مي بنديم و اين دو ظرف را جلويت قرار مي دهيم. چنانچه مهره ي سفيد درآوري آزاد خواهي شد و اگر مهره ات سياه باشد،‌ در زندان خواهي ماند.

به تو اين اجازه را مي دهيم كه قبل از بسته شدن چشم هايت،‌ مهره ها را به دلخواه در هر دو ظرف تقسيم كني.

 

 

؟؟؟؟؟؟ اين مهره ها را در دو ظرف چگونه تقسيم مي كني تا احتمال در آمدن مهره ي سفيد بيشتر شود؟؟؟؟؟؟

 

 

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 16:52
سوال ذهن سیالی
اگر قوانین  کوانتومی به جای حکومت بر سیستم های کوانتومی بر سیستم های مکانیکی

و

 قوانین حاکم بر سیستم های مکانیکی بر ذرات زیر اتمی حکمرانی می کردند چه وضعی به وجود می آمد؟

(انسان را همینگونه که هست در نظر بگیرید.)

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 16:22
پارادوکس

 

 

در يك روز جمعه دادگاه شخصي را محكوم به مرگ كرد.قاضي به زنداني محكوم گفت : «ظهر يكي از روزهاي هفته ي آينده حكم اعدام در مورد تو اجرا خواهد شد، ولي ما آن روز را براي تو مشخص نخواهيم كرد و تو هرگز قبلاً از آن روز اطلاع پيدا نخواهي كرد و فقط شش ساعت قبل، يعني صبح روز اجراي حكم موضوع را به تو اطلاع خواهيم داد.»

قاضي مذكور شهره ي همه عالم به ذكاوت و وفاي به عهد بود و هميشه دقيقاً به گفته ي خود عمل مي نمود .

زنداني به همراه وكيل مدافع خود به سلولش داخل شد و هر دو غمزده در گوشه اي به فكر فرو رفتند. ناگاه وكيل مدافع با لبخندي مظفرانه سكوت را شكست و گفت «اجراي حكم قاضي امكان ندارد .»

زنداني گفت«من كه چيزي سر در نمي آورم. چرا؟»

وكيل مدافع پاسخ داد اجازه بده تا درست برايت شرح دهم :

 



|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 15:12
چه چیزی می خواهید؟
می خواهیم یک سری مطلب در زمینه های متفاوت فیزیکی را به صورت منظم در وب قرار بدهیم.

دوستانی که علاقه مند به موضوع خاصی هستند لطفا نظر خودشان را به ما بگویند تا اگر امکانش میسر شد مطالب این دسته از دوستان را هم مد نظر قرار دهیم.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 14:58
؟

A well-known scientist (some say it was Bertrand Russell)once gave a public lecture on astronomy.

He described how the earth orbits around the sun and how the sun ,in turn ,orbits around the center of a vast collection of stars called or galaxy .

At the end of the lecture , a little old lady at the back of the room got up and said :”what you have told us is rubbish .The world is really a flat plate supported on the back of a giant tortoise.”

The scientist gave a superior smile before replying ,”What is the tortoise standing on?”

“you’re very clever ,young man, very clever ,”said the old lady. “But it’s turtles all the way down!”

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 9:32