تبليغاتX
ذهن سیال
ذهن سیال
گفت وگوی بچه های فیزیکی دانشگاه امیرکبیر
پارادوکس

 

 

در يك روز جمعه دادگاه شخصي را محكوم به مرگ كرد.قاضي به زنداني محكوم گفت : «ظهر يكي از روزهاي هفته ي آينده حكم اعدام در مورد تو اجرا خواهد شد، ولي ما آن روز را براي تو مشخص نخواهيم كرد و تو هرگز قبلاً از آن روز اطلاع پيدا نخواهي كرد و فقط شش ساعت قبل، يعني صبح روز اجراي حكم موضوع را به تو اطلاع خواهيم داد.»

قاضي مذكور شهره ي همه عالم به ذكاوت و وفاي به عهد بود و هميشه دقيقاً به گفته ي خود عمل مي نمود .

زنداني به همراه وكيل مدافع خود به سلولش داخل شد و هر دو غمزده در گوشه اي به فكر فرو رفتند. ناگاه وكيل مدافع با لبخندي مظفرانه سكوت را شكست و گفت «اجراي حكم قاضي امكان ندارد .»

زنداني گفت«من كه چيزي سر در نمي آورم. چرا؟»

وكيل مدافع پاسخ داد اجازه بده تا درست برايت شرح دهم :

 



|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 15:12
چه چیزی می خواهید؟
می خواهیم یک سری مطلب در زمینه های متفاوت فیزیکی را به صورت منظم در وب قرار بدهیم.

دوستانی که علاقه مند به موضوع خاصی هستند لطفا نظر خودشان را به ما بگویند تا اگر امکانش میسر شد مطالب این دسته از دوستان را هم مد نظر قرار دهیم.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 14:58

هوالعلیم

فاینمن خوانی

2و4شنبه ها ساعت 9 ، انجمن علمی

شاید موضوع مباحث این سه جلسه تا اندازه ای ساده بنماید: پایستگی انرژی

اما با ورود به این مبحث و طرح دیدگاه هایی تقریباً جدید و همینطور ریز تر کردن موضوع، متوجه شدیم، مسایل بسیاری وجود دارند که باید جواب خوبی برای آنها پیدا کنیم و یا حداقل از روی آنها به سادگی نگذریم.

آنچه در زیر می خوانید، گزارشی است از مجموع این 3 جلسه که در آن به فصل 4 از اولین لکچر فاینمن پرداخته ایم که زیر مجموعه ای از مکانیک است.

 


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 15:4
E=mc2دست نوشته ی اینشتین
|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 14:58
البرت اینشتین

اگر نظریه ی نسبیت درست باشد، آلمانی ها مرا آلمانی خواهند خواند،

سوییسی ها به من خواهند گفت شهروند سوییسی، و

فرانسوی ها مرا یک دانشمند بزرگ خواهند خواند.

اگر نسبیت غلط باشد،

فرانسوی ها خواهند گفت سوییسی،

سوییسی ها خواهند گفت آلمانی،و

آلمانی ها مرا یهودی خواهند خواند.

 

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 11:56
؟
گفته مشهورى درباره ی تكامل هر حقيقت بزرگ هست كه مى گويد: 

نخست، مردم مى گويند كه به آن اعتقادى ندارند؛

 سپس مى گويند كه با كتاب مقدس تضاد دارد؛

و در مرحله سوم مى گويند خودشان از اول آن را مى دانستند!

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 11:28
1:feynman
 اولین جلسه ی فاینمن خوانی در اتاق انجمن علمی برگزار شد.

طبق توافق گزارش هر جلسه توسط یکی از بچه های شرکت کننده نوشته خواهد شد که گزارش این جلسه بر عهده ی سارا شکوری قرار گرفت.که انشاالله هفته ی آینده آن گزارش را خواهیم خواند.

اولین جلسه تجربیات زیر را دربر داشت:

اعضای شرکت کننده با مطالعه ی قبلی حاضر شوند تا بیشتر وقت صرف مباحث فیزیکی شود نه مسایل مربوط به ترجمه.

زمان بیشتری به بحث اختصاص  دهیم.

و...

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 13:22
نامه ی پدر اینشتین
آلبرت انيشتن پس از آن که موفق نشد به خاطر نمرات نه چندان درخشانش آن حرفه ی دانشگاهی را که از نوجوانی آرزو میکرد به دست آورد، بسيار افسرده شده بود.
پدرش که از افسردگی فرزند رنج می برد، نامه ای به شرح زير برای ويلهلم اُسوالد، استاد دانشگاه لايپزيگ فرستاد، تا او را قانع کند فرزندش را به عنوان دستيار بپذيرد:

April 13 1901
Professor Willhel, Ostwald
University of Leipzig
Leipzig, Germany



Esteemed Herr Professor!
Please forgive a father who is so bold as to turn to you, esteemed Herr Professor, in the interest of his son.
I shall start by telling you that my son Alber is 22 years old, that he studied at the Zurich Pilytechnikym for 4 years, and that he passed his diploma examinations in mathematics and pysics with flying colors last summer. Since then, he has been trying unsuccessfully to obtain a position as Assistant, which would enable him to continue his education in theoretical and experimental physics. All those in position to give a judgment in the matter, praise his talents; in any case, I can assure you that he is extraordinarily studious and diligent and clings with great love to his science.
My son therefore feels profoundly unhappy with his present lack of position, and his idea that he has gone off the tracks with his career and is now out of touch gets more and more entrenched each day. In addition, he is oppressed by the thought that he is a burden on us, people of modest means.
Since it is you, highly honored Herr Professor, whom my son seems to admire, and esteem more than any other scholar currently active in physics, it is you to whom I have take the liberty of turning with the humble request to read his paper published in the Annalen fur Physick and to write him, if possible, a few words of encouragement, so that he might recover his joy in living and working.
If, in addition, you could ensure him an Assistant's position for now or the next autumn, my gratitude would know no bounds.
I beg you once again to forgive me for my impudence in writing to you, and I am also taking the liberty of mentioning that my son does not
know anything about my unusual step.
I remain, highly esteemed Herr Professor, your devoted
Herman Einstein



برای خواندن ترجمه و نتیجه ی این نامه ادامه ی مطلب را بخوانید...

|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 11:35
آنگستروم

فیزیک دان سوئدی

آندرسون یونس آنگستروم در لوگدو متولد، از دانشگاه اوپسالا فارغ التحصیل و آنگاه در این دانشگاه به تدریس فیزیک و نجوم سرگرم گردید.

پیش از کیرشهف اعلام کرد که هر گاز همان طول موج های نوری را جذب می کند که بر اثر حرارت می تواند آنها را گسیل کند.در 1861 طیف خورشید را از این جهت مطالعه کرد و وجود هیدروژن در خورشید را اثبات نمود و در آن طول موج خطوط طیفی را با دقت بسیار معین ساخت.برای صحت و دقت بیشتر در اندازه گیری طول موج ها واحد خاصی (یک صد میلیونیوم سانتی متر)را اعلام کرد که امروزه به آن واحد، آنگستروم گوییم.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 11:16
The Feynman lectures on physics
می خواهیم  جلسات خواندن لکچرهای فاینمن را برگزار کنیم.

اولین جلسه دو شنبه ۸/۵/۸۶ ساعت ۹ صبح در دانشکده .

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 12:13
چیزها چگونه فرو می افتند؟

 

مفهوم بالا و پایین از زمانی بس قدیم متداول است، و این بیان که:"هر چیز که بالا می رود باید فرو افتد"، ممکن است توسط یک انسان نئاندرتال  بر چیزی نقش شده باشد.

در زمان های بسیار قدیم زمانی که جهان را مسطح می پنداشتند، "بالا" امتداد آسمان ، یعنی جایگاه خدایان بود ، در حالی که " پایین" امتدادی بود به سوی زیر جهان. 

آنچه جنبه ی الاهی نداشت، تمایلی طبیعی به فرو افتادن داشت .

با آنکه منجمان عالیقدر یونان باستان، همچون اراتوستنس و آریستارخوس، قاطع ترین دلایل را برای گردی زمین  ارائه کردند، مفهوم امتدادهای" بالا و پایین" در فضا در سراسر قرون وسطی، باقی ماند.

وقتی که با سفر ماژلان به دور زمین، کرویت زمین در نظر هر کس محرز شد، لازم شد که مفهوم "بالا و پایین" همچون امتدادی مطلق در فضا تغییر یابد. کره ی زمین به حالت سکون در مرکز جهان در نظر گرفته شد به طوری که دیگر اجسام آسمانی، متصل به کراتی ، بر گرد آن در حال گردش بودند. این تصور از جهان، از منجم یونانی، بطلمیوس سر چشمه گرفته بود. طبق چنین اندیشه ای، حرکت طبیعی تمام اجسام مادی رو به مرکز زمین بود، و تنها آتش، که چیزی الاهی در خود داشت، از این قانون طبعیت نمی کرد، و از کنده های سوزان رو به بالا برمی خاست.

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 9:34
؟

A well-known scientist (some say it was Bertrand Russell)once gave a public lecture on astronomy.

He described how the earth orbits around the sun and how the sun ,in turn ,orbits around the center of a vast collection of stars called or galaxy .

At the end of the lecture , a little old lady at the back of the room got up and said :”what you have told us is rubbish .The world is really a flat plate supported on the back of a giant tortoise.”

The scientist gave a superior smile before replying ,”What is the tortoise standing on?”

“you’re very clever ,young man, very clever ,”said the old lady. “But it’s turtles all the way down!”

|+|
نگارش شده توسط یک ذهن سیالی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 9:32